بابام چند سال پیش در یک درگیری طایفهای، بر اثر اصابت گلوله از دنیا رفت. بعد از اون، هیچ دیهای به خانوادهمون پرداخت نشد و مامانم بهتنهایی مسئولیت مراقبت از من رو به عهده گرفت. ... Read More
من دنیز هستم و درس خوندن رو دوست دارم. بابام بهخاطر بیماری کلیه مدتها تحت درمان بود و دیالیز میشد، اما در نهایت بهخاطر همین بیماری از دنیا رفت. ... Read More
من آیدا هستم، ۱۶ سالمه و دوست دارم درسم رو ادامه بدم. بابام توی یک حادثه ساختمانی از دنیا رفت و بعد از اون، مامانم بهتنهایی مسئول زندگی من شد. ... Read More
من زهرا هستم، ۱۷ سالمه و دوست دارم درسم رو ادامه بدم. وقتی خیلی کوچیک بودم، بابام از دنیا رفت. بابام قبل از مریضی، یه مغازه خواربارفروشی داشت ... Read More