بابام چند سال پیش در یک درگیری طایفهای، بر اثر اصابت گلوله از دنیا رفت. بعد از اون، هیچ دیهای به خانوادهمون پرداخت نشد و مامانم بهتنهایی مسئولیت مراقبت از من رو به عهده گرفت. ... Read More
من دنیز هستم و درس خوندن رو دوست دارم. بابام بهخاطر بیماری کلیه مدتها تحت درمان بود و دیالیز میشد، اما در نهایت بهخاطر همین بیماری از دنیا رفت. ... Read More
مامان و بابام از هم جدا شدن و بعد از اون، مامانم مسئولیت زندگی من و خواهرم رو به عهده گرفت. مامانم خیاطیه و برای اینکه خرج زندگیمون رو دربیاره، سریدوزی انجام میده اما ... Read More
مدتیه بهخاطر شرایط سخت زندگی، درسم کمی افت کرده؛ اما دارم تلاش میکنم دوباره بهتر بشم و عقبافتادگیهام رو جبران کنم. بابام بهخاطر بیماری تنفسی از دنیا ... Read More
من آیدا هستم، ۱۶ سالمه و دوست دارم درسم رو ادامه بدم. بابام توی یک حادثه ساختمانی از دنیا رفت و بعد از اون، مامانم بهتنهایی مسئول زندگی من شد. ... Read More
من امیررضا هستم، ۱۵ سالمه و دوست دارم درسم رو ادامه بدم. بابام بهخاطر ایست قلبی از دنیا رفته. قبل از اون با کارگری خرج زندگیمون رو درمیآورد، اما چون بیمه نبود، ... Read More