Children waiting list

Abolfazl – Jiroft

پدر ابوالفضل کارگر روزمزد بود که بر اثر گرمازدگی فوت کرد. مادر سرپرست خانواده است و با کار کشاورزی در روستای خود مخارج زندگی را تأمین می‌کند. ... Read More

Masoumeh – Jiroft

معصومه دانش‌آموزی بااستعداد است که والدینش به دلیل اعتیاد و بی‌مسئولیتی پدر متارکه کرده‌اند. مادر با بذل مهریه و نفقه، حضانت معصومه و دو برادرش (یکی محصل و دیگری خردسال) را عهده‌دار است. ... Read More

Soran – Marivan

سوران به دلیل ضعف بینایی از عینک استفاده می‌کند. والدین سوران جان به دلیل عدم سازش متارکه کرده‌اند. مادر دانش‌آموز برای تأمین مخارج، تابلو فرش می‌بافد اما ... Read More

Abdulhamid – Iranshahr

عبدالحمید عزیز ما به دلیل فقر، دو سال با تأخیر وارد مدرسه شده است. پدرش کشاورز بوده و اکنون به دلیل کهولت سن و دیسک کمر قادر به کار نیستند. ... Read More

Benyamin – Iranshahr

والدین بنیامین جان به دلیل عدم تفاهم از یکدیگر جدا شده‌اند. مادر برای گرفتن حضانت فرزندان، مهریه‌اش را بخشیده است. بنیامین یک برادر محصل دارد ... Read More

Soheil – Sanandaj

پدر سهیل جان بر اثر سانحه‌ی تصادف فوت کرده است و مادر سهیل، که خانه‌دار هستند، سرپرستی خانواده را بر عهده دارند. سهیل یک خواهر محصل دارد. ... Read More

Mohammad Amir – Zahedan

محمدامیر دانش‌آموزی بااستعداد است که پدرش به‌دلیل بیماری دستگاه تنفسی فوت کرده است. اکنون مادر سرپرستی خانواده را بر عهده دارد. ... Read More

Amirreza – Bam

امیررضا دانش‌آموزی بااستعداد است که پدرش، کارگر روزمزد، بر اثر بیماری سرطان فوت کرده است. چون شغل ثابت نداشتند، بیمه‌ای هم برای خانواده باقی نمانده است. مادر خانه‌دار است و ... Read More

Yusuf – Nikshahr

پدر یوسف که پیش‌تر کشاورز بوده، به دلیل کهولت سن از کار افتاده است. مادرش خانه‌دار بوده و هیچ درآمدی ندارد. یوسف پنج خواهر و یک برادر دارد که ... Read More

Mohammad Arsam – Sanandaj

من محمد آرسام هستم. من عاشق فوتبال هستم و رؤیای پیشرفت در این رشته را دارم، اما متأسفانه مشکلات مالی اجازه نمی‌دهد که بتوانم در یک باشگاه ثبت‌نام کنم و تمرینات منظم داشته باشم. ... Read More

Kizhan – Sanandaj

من کیژان هستم. والدینم به دلیل اعتیاد پدر از هم جدا شدن و حالا من با مادرم زندگی می‌کنم که خانه‌دار هستند. ... Read More

Hadise – Zabul

من حدیثه هستم. پدرم سرطان داره و تحت نظر پزشک متخصصه. هر ماه باید برای کنترل بیماریش به زاهدان بره و هزینه درمانش خیلی زیاده. ... Read More